تبليغاتX
پنجره پشتی

پنجره پشتی

گاهنامه فرهنگی و هنری

درباره الي ... ؛ تلخي بي پايان

Photo:Cinemama.com

محمدحسین نیکوپور: در ميان ديالوگها و گفت و گوهايي كه بين سردرگمي و بحران حاكم بر گروه ماتم زده ي نادرترين فيلم دهه ي سوم سينماي پس از انقلاب ايران رد و بدل مي شود، جمله ايست كه پيمان(پيمان معادي) در پاسخ شهره (مريلا زارعي) مي گويد و اين همه ي حجتي است كه اصغر فرهادي به وسيله ي آن به بيان درد مي پردازد:

- يك پايان تلخ بهتر از يك تلخي بي پايانه.

شبيه اين جمله در شهر زيبا آنجا كه ابوالقاسم(فرامرز قريبيان) پدر دختري كه توسط اكبر رفيق اعلا به قتل رسيده به رييس شعبه رسيدگي به قتل مي گويد:

- تو اين دنيا چيزي كه ما بدبختها زياد داريم ثوابه.

و از اينگونه ديالوگها كه همواره حكايت از آدمهايي دارد كه در ميان جمع تنها و بي كس راوي قصه هاي پردرد امروزي اند.

آخرين ساخته ي فرهادي را نمي توان از جنس سينماي امروز ايران به شيوه يي كه اين سينما با تاثير فراوان از رخدادهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي پذيرد دانست اما مي توان آنرا حاصل نگاهي قرار داد كه اين فيلمساز نوگرا به سياست، جامعه و فرهنگ دارد.

درباره الي ... روايتي ساده و بي آلايش است كه فرهادي روان تر از رقص در غبار و چهارشنبه سوري عرضه داشته و تلاشي است براي نمايش سرگشتگي هاي فردي آناني كه همواره تنهايند.

روايت تنهايي همواره در فيلمهاي فرهادي بر كليت اثر سايه افكنده و از جايگاه ويژه يي در ساختار فيلمهايش برخوردار است و داستان بر اساس اصل تنهايي انسانها در عين خاليكه در جمع قرار دارند، روايت مي شود و گسترش قصه هميشه از جز به كل صورت مي گيرد.

اينبار نيز در روايت خطي كه فرهادي در بسط و گسترش قصه در درباره الي... بكار گرفته به شيوه ي آنچه در شهر زيبا يا داستان چندوجهي چهارشنبه سوري برپايه اصل تنهايي آدمها شكل گرفت حاصل زندگي جوامع بحران زده ايست كه همراه هم اند و از هم دور.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 20:2  توسط نیما نامی  |