بهاریه
بهاران و رويش شكوفه هاي سبز خدا بر شما ايرانيان سختكوش خجسته باد.
پروردگارا در سال نو تندرستي، آرامش و آسايش را به مردم دنيا هديه بگردان.
اين داستان كوتاه و عكس هاي همراهش هديه نوروزي به همه دوستان و همراهان پنجره پشتي:

سينما بهشت
ديروز)
تو حياط كتابخانه هنوز دقايقي از ديدارمون نگذشته بود كه انتظامات كتابخانه جلو آمد و تذكر داد كه اينجا جاي كسب دانش است و جايگاه دلدادگي نيست. تكرار بشود ديگر اينجا تشريف نياوريد.
امروز)
از دور كه آمدي دودل بودم دستم را ميان مردم به نشانه خوش وبش دراز كنم كه تو رسيدي و پيش دستي كردي و من بي توجه به نگاه مردم در پاسخ دستت را فشردم و همين كه راه افتاديم آقايي جلو آمد و گفت:
- شرم و حياتون كجا رفته؟! بترسين از خشم خدا! بريد محرم بشيد بعد دست تو دست هم بذاريد!
فردا)
پيش از رسيدن به سينما از هم جدا مي شيم كه كسي شك نكند و با خيال آسوده پامون را كه تو سالن تاريك گذاشتيم كنار هم مي نشينيم و فارغ از نگاه و طعنه مردم با هم حرف مي زنيم.
